ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

185

تاريخ گيلان ( فارسى )

برو آسايشى اختيار كن . و شاه عباس متوجه خلوت سرا شده ، ميرزاى عالميان از مجلس بيرون آمد . و از استشمام رايحهء بى التفاتى شاه عباس ، به نحوى كه امير چوپان هنگام بغى و خروج از نزد سلطان ابو سعيد چنگيزى نادم و پشيمان و خجلت‌زده بود ، از خطاى خود آگاهى يافته و از مستى بادهء غرور و خواب غفلت و پندار ، هشيار و بيدار گرديده ، دانست « كه محرم به يك نقطه مجرم شود » و ديگر ميرزاى عالميان به درگاه شاه بار نيافت . و مزاج شاه عباس به دو منحرف گشته ، سخنان اضداد و ارباب عناد [ را ] دربارهء او قبول نمود . حاتم بيك اعتماد الدوله و مقصود بيك ناظر ، انتهاز فرصت نموده ، خواجه فصيح لاهجانى و خواجه ابن على خراسانى را طلبيدند و مشار اليهما را كه سالها انتظار اين روز مىكشيدند ، دربارهء غيبت و بدگوئى و تقرير و ابواب ميرزاى عالميان ترغيب و تحريض نمودند . و ايضا محمد باقر - برادر محمد قاسم بيك - را كه ربيب نعمت و رهين منت ميرزاى عالميان بود و از اسرار غامضه واقف و خبردار بود ، فريب داده ، او را نيز در ابواب و تقرير واداشتند . و نواب از حقدش به نفس خود به ديوان نشسته ، از مقرران و مؤديان سخنان مىشنيد و پيروىها مىكرد . و بدگويان در مقام بدگوئى و عيب‌جوئى درآمدند و بد مددىهاى امراى دولت و اعيان حضرت ، مدد نكبت و اضافهء علت شده ، ميرزاى عالميان مخذول و معزول گرديد . اما شاه عباس ، ملاحظهء خدمات مستحسنهء او نمود و به حبس و قيد او فرمان نداد . چون مشاراليه به شفقت پادشاهى مغرور و به ده روزه دولت دنياى دون مسرور بود ، تاب بىتوجهى و طاقت بىعنايتى نياورده ، به اندك روزى بيمار شده ، از پادشاه رخصت انصراف به جانب قزوين خواست و انگشتر خود را با